عزت الله مولايى نيا همدانى

34

نسخ در قرآن ( فارسى )

را حفظ كرده و بدان عمل مىكند و « منسوخ » را فرا گرفته و از آن دورى مىگزيند « 1 » . به هر حال ، اخبار و گزارشهاى حديثى مربوط به پديده « نسخ » در كتب فريقين بويژه مجموعه‌هاى بزرگ حديثى شيعه به حدى است كه شمارش و فهرست‌نگارى از تك تك آنها خود كتاب بزرگى مىگردد و از حوصلهء اين نوشتار مختصر بيرون است و لكن ما در فصل پايانى همين رساله ( فصل دوم ) به خواست و عنايت ذات اقدس ربوبى ، جهت نقد انظار منكران پديده « نسخ » در قرآن و اثبات نظريه خودمان مبنى بر وقوع « نسخ » در قرآن ، از آن گزارشهاى نورانى ائمهء اهل بيت عليهم السلام و همچنين از اخبار و روايات دانشمندان و راويان اهل سنت استفاده بجايى خواهيم كرد . « 2 » نتيجهء فصل دوم از اين بيان كوتاه ، چندين مسأله بسيار مهم روشن شد كه بايد در مورد برخى از آنها به صورت كوتاه توضيح دهيم : 1 - مسألهء نسخ از ديدگاه قرآن و سنت جزء مسائل اوليهء اسلام بوده و انكار آن در توان هيچ مسلمان معمولى نبوده ، تا چه رسد به عالم تحصيل كرده ، بنابراين ، پديدهء انكار نسخ از قرن چهارم بايد به وجود آمده باشد . 2 - ايدهء نسخ ، از صدر اسلام از ديگر مفاهيم اسلامى از قبيل عام و خاص ، مطلق و مقيد و . . . متمايز بوده است ؛ چنان كه در بخشهايى از خطبه‌هاى 1 و 21 نهج البلاغه ، ملاحظه فرموديد كه « ناسخ و منسوخ » در برابر خاص و عام و مطلق و

--> ( 1 ) ر . ك : ناصر مكارم شيرازى ، ترجمهء گويا و شرح فشرده‌اى بر نهج البلاغه ، ج 1 ، نوبت اول ، قم : چاپخانهء امير ، انتشارات مطبوعاتى هدف ، صص 368 - 373 . ( 2 ) در مكتب ائمهء اهل بيت - عليهم السلام - كه مسألهء أظهر من الشمس است و در مكتب خنفا نيز روات علم از بزرگان صحابه و تابعان ، گزارشهايى فراوانى كرده‌اند كه طى آن صحابه و تابعين افتخار مىكرده‌اند كه ناسخ و منسوخ قرآن را از على - عليه السّلام - آموخته‌اند و آن حضرت نيز به خود مىباليد كه از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - همه معارف قرآن از جمله ناسخ و منسوخ آن را آموخته است .